همدان|حجتالاسلام گرجی خبر داد
فراخوان تبلیغات اسلامی همدان برای اجرای برنامههای فرهنگی
هرمزگان| روایت نو جهادی نوجوانان بندرعباس
نوجوانان بندرعباسی در قالب اردوی «نو جهادی» راهی روستای درخانه میناب شدند تا در کنار تجربه فعالیتهای آموزشی و تربیتی، با حضور در میدان خدمت، برای تعمیر و رفع آسیبدیدگی مدرسه این روستا گام بردارند.
به گزارش روابطعمومی سازمان تبلیغات اسلامی، صبح که گروه نوجوانان از بندرعباس راهی میناب شدند، شاید برای بسیاری از آنها اردوی سهروزه فقط یک سفر کوتاه بود؛ اما قرار بود در روستای دورخانه، معنای دیگری از «اردو» را تجربه کنند؛ اردویی که قرار بود میان آموزش، تفریح، تربیت و جهاد پیوند بزند.
مقصد، روستای درخانه شهرستان میناب بود؛ جایی که مدرسه روستا به دلیل آسیبدیدگی، نیازمند تعمیر و رسیدگی بود. نوجوانان عضو مجموعههای تربیتی شهرستان بندرعباس، این بار نه برای تماشای یک منطقه جدید، بلکه برای دستبهکار شدن و خدمترسانی قدم به روستا گذاشتند.
این اردو به همت قرارگاه نوجوانی سازمان تبلیغات اسلامی و با مشارکت مجموعههای تربیتی شهرستان بندرعباس برگزار شد و از همان ابتدا یک هدف روشن داشت؛ اینکه نوجوان، جهاد را نهفقط در حرف و کلاس، بلکه در میدان عمل تجربه کند.

وقتی نوجوانان وارد مدرسه شدند، فضای آن برایشان تبدیل به یک کارگاه کوچک جهادی شد. هرکس بخشی از کار را بر عهده گرفت؛ یکی مشغول انجام امور مربوط به تعمیر و رفع آسیبدیدگی مدرسه شد، دیگری در کنار دوستانش به کارهای گروهی کمک کرد و عدهای نیز تلاش کردند تا روند کار با همکاری و هماهنگی بیشتری پیش برود.
شاید ظاهر کار، تعمیر یک مدرسه باشد، اما پشت همین فعالیت ساده، تمرین چندین مهارت مهم برای نوجوانان قرار داشت؛ مسئولیتپذیری، صبر، همکاری، توجه به نیاز دیگران و مهمتر از همه، احساس اینکه میتوان برای حل یک مسئله، سهمی هرچند کوچک داشت.
اما «نو جهادی» تنها به کار و خدمت ختم نمیشد. سه روز حضور نوجوانان در دورخانه با برنامههای آموزشی و تربیتی نیز همراه بود. در کنار فعالیتهای جهادی، دورههای آموزشی طرح «معاد» و مباحث تربیتی، جهادی و انقلابی برگزار شد.
در این جلسات، نوجوانان فرصت داشتند درباره موضوعاتی فراتر از فضای معمول مدرسه و کلاس گفتوگو کنند؛ درباره مسئولیت، هویت، کار جمعی، روحیه جهادی و اینکه چگونه میتوان در جامعه اثرگذار بود.

فاصله میان کلاس تربیتی و میدان جهاد، در این اردو کوتاه شده بود. نوجوان ابتدا درباره همدلی و مسئولیت اجتماعی میشنید و سپس چند ساعت بعد، همان مفاهیم را در کنار دوستانش و در جریان یک کار واقعی تجربه میکرد.
در کنار برنامههای جهادی و آموزشی، بخشهایی از اردو نیز به فعالیتهای تفریحی و ایجاد نشاط اختصاص داشت. همین ترکیب باعث شد سه روز حضور نوجوانان در روستای درخانه، تنها یک برنامه خدمترسانی نباشد؛ بلکه به تجربهای مشترک تبدیل شود که در آن کار، آموزش، تفریح و تربیت در کنار هم قرار گرفته بودند.
شاید مهمترین دستاورد این اردو، چیزی نبود که بتوان آن را تنها با مقدار کار انجامشده یا میزان آسیبهای برطرفشدن مدرسه اندازهگیری کرد. بخشی از نتیجه، در خود نوجوانان شکل گرفت؛ در تجربهای که به آنها نشان داد جهاد فقط یک واژه نیست و گاهی میتواند در قالب تعمیر یک مدرسه، کمک به یک همروستایی یا همکاری با چند دوست برای حل یک مسئله ساده معنا پیدا کند.

سه روز بعد، نوجوانان با تجربهای متفاوت از روستای دورخانه بازگشتند. آنها بخشی از آسیبهای مدرسه را برطرف کرده بودند، اما در کنار آن، چیز دیگری نیز با خود به همراه داشتند؛ تجربه کارگروهی، احساس مفیدبودن و خاطرهای از اینکه برای مدتی کوتاه، خودشان بخشی از راهحل یک مسئله بودهاند.
اردوی «نو جهادی» در درخانه، در واقع تلاشی برای پیونددادن «تربیت» با «میدان عمل» بود؛ جایی که نوجوان بهجای اینکه تنها درباره جهاد و مسئولیت اجتماعی بشنود، فرصت پیدا کرد آن را زندگی کند.
روستای دورخانه شاید مقصد یک اردوی سهروزه بود، اما برای نوجوانان شرکتکننده، میتواند آغاز یک نگاه تازه باشد؛ نگاهی که در آن کمک به دیگران، کارگروهی، همدلی و مسئولیتپذیری نه یک شعار، بلکه بخشی از زندگی روزمره است.

2026-10-04
T
T